تبلیغات
راز های موفقیت
 
راز های موفقیت
بخواهید تا بتوانید
چهارشنبه 18 تیر 1393 :: رامین

زندگی ، ده درصدش آن چیزی ست که برای شما اتفاق می افتد ؛

 و نود درصدش نحوه پاسخ و واکنش شما نسبت به آن اتفاق ...

لو  هولتز






نوع مطلب : راز های موفقیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 13 اردیبهشت 1393 :: رامین
با آمدنت، هیچ تخته سیاهی، دیگر سیاه نبود ...

وقتی نور در دست می گرفتی و روشنایی دانش را منتشر میکردی .

خود را سوختی و ما را ساختی.

از لوح کلاس تا لوح وجود،

                     روسپیدی مان را از تو داریم.

روزت مبارک ؛ معلم عزیزم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 1 فروردین 1393 :: رامین
از صدای گذر آب چنان می فهمم
تندتر از آب روان عمرمان میگذرد
ارزش غم خوردن نیست
آنقدر سیر بخند که ندانی غم چیست





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 آبان 1392 :: رامین




نوع مطلب : راز های موفقیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 25 آبان 1392 :: رامین




نوع مطلب : راز های موفقیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 24 آبان 1392 :: رامین




نوع مطلب : راز های موفقیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 29 شهریور 1392 :: رامین
  • موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن
    هر روز صبح در آفریقا، آهویی از خواب بیدار میشود
    و برای زندگی کردن و امرار معاش در صحرا میچرد

    آهو میداند که باید از شیر سریعتر بدود
    در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد
    شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد
    میداند که باید از آهو سریعتر بدود، تا گرسنه نماند

    مهم این نیست که تو شیر باشی یا آهو ...
    مهم اینست که با طلوع آفتاب از خواب برخیزی و برای زندگیت
    با تمام توان
    و با تمام وجود شروع به دویدن کنی ...





نوع مطلب : راز های موفقیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 مرداد 1392 :: رامین
مرد جوانی از سقراط پرسید راز موفقیت چیست؟ سقراط به او گفت: "فردا به كنار نهر آب بیا تا ‌راز موفقیت را به تو بگویم." صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به كنار رود رفت.
سقراط از او خواست كه دنبالش به راه بیفتد. جوان با او به راه افتاد. به لبه رود رسیدند و ‌به آب زدند و آنقدر پیش رفتند تا آب به زیر چانه آنها رسید. ‌ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد.
جوان نومیدانه تلاش كرد خود را رها كند، امّا سقراط آنقدر ‌قوی بود كه او را نگه دارد. مرد جوان آنقدر زیر آب ماند كه رنگش به كبودی گرایید و بالاخره توانست خود را ‌خلاصی بخشد.
‌همین كه به روی آب آمد، اولین كاری كه كرد آن بود كه نفسی بس عمیق كشید و هوا را به اعماق ریه‌اش فرو فرستاد. سقراط از او پرسید "زیر آب چه چیز را بیش از همه مشتاق بودی؟" گفت، "هوا." ‌سقراط گفت: "هر زمان كه به همین میزان كه اشتیاق هوا را داشتی موفقیت را مشتاق بودی، ‌تلاش خواهی كرد كه آن را به دست بیاوری؛ موفقیت راز دیگری ندارد".





نوع مطلب : راز های موفقیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 19 مرداد 1392 :: رامین
7ویـــژگــی انــســانـهـای مــوفــق در ادامه مطلب بخوانید...



ادامه مطلب


نوع مطلب : راز های موفقیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 19 مرداد 1392 :: رامین

هنر انسانهای بزرگ این است که

به دشواری کار نمی اندیشند،

بلکه به عظمت آنچه خواهند یافت فکر میکنند .






نوع مطلب : سخن بزرگان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 19 مرداد 1392 :: رامین

دو مشکل بزرگ در جامعه ما وجود دارد :
نخست اینکه همه من هستیم و ما را به رسمیت نمی‌شناسیم ،
و دوم اینکه کتاب نمی‌خوانیم .





نوع مطلب : سخن بزرگان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 19 مرداد 1392 :: رامین

روزی دانشمندى آزمایش جالبى انجام داد. او یك آكواریوم ساخت و با قرار دادن یک دیوار شیشه‌اى در وسط آكواریوم آن ‌را به دو بخش تقسیم ‌کرد.

در یک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش دیگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهىبزرگتر بود..

ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى دیگرى نمى‌داد.

او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سویش حمله برد ولى هر بار با دیوار نامرئی كه وجود داشت برخورد مى‌کرد، همان دیوار شیشه‌اى که او را از غذاى مورد علاقه‌اش جدا مى‌کرد…

پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله و یورش به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواریوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غیر ممکن است!

در پایان، دانشمند شیشه ی وسط آکواریوم را برداشت و راه ماهی بزرگ را باز گذاشت.. ولى دیگر هیچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آن‌سوى آکواریوم نیز نرفت !!!

میدانید چـــــرا ؟

دیوار شیشه‌اى دیگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش دیوارى ساخته بود که از دیوار واقعى سخت‌تر و بلند‌تر مى‌نمود و آن دیوار، دیوار بلند باور خود بود ! باوری از جنس محدودیت ! باوری به وجود دیواری بلند و غیر قابل عبور ! باوری از ناتوانی خویش





نوع مطلب : راز های موفقیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 15 مرداد 1392 :: رامین




نوع مطلب : سخن بزرگان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 15 مرداد 1392 :: رامین


خود را باور کن

و قدمی بردار....
سرهنگ ساندرس یک روز در منزل نشسته بود در این میان نوه اش آمد و گفت: بابابزرگ این ماه برایم یک دوچرخه میخری؟
او نوه اش را خیلی دوست می داشت، گفت: حتماً عزیزم، حساب کرد ماهی ۵۰۰ دلار حقوق بازنشستگی میگیرم و حتی در مخارج خانه هم می مانم. شروع کرد به خواندن کتاب های موفقیت.

در یکی از بندهای یک کتاب نوشته بود: قابلیت هایتان را روی کاغذ بنویسید. او شروع کرد به نوشتن.
دوباره نوه اش آمد و گفت: بابا بزرگ داری چه کار می کنی؟
پدربزرگ گفت: دارم کارهایی که بلدم را مینویسم. پسرک گفت: بابابزرگ بنویس مرغ های خوشمزه درست می کنی. درست بود. پیرمرد پودرهایی را درست می کرد که وقتی به مرغ ها میزد مزه مرغ ها شگفت انگیز می شد.
او راهش را پیدا کرد. پودر مرغ را برای فروش نزد اولین رستوران برد اما صاحب آنجا قبول نکرد، دومین رستوران نه، سومین رستوران نه، او به ۶۲۳ رستوران مراجعه کرد و ششصدوبیست و چهارمین رستوران حاضر شد از پودر مرغ استفاده کند.
امروز کارخانه پودر مرغ کنتاکی در ۱۲۴ کشور دنیا نمایندگی دارد و اگر در آمریکا کسی بخواهد عکس سرهنگ ساندرس و پودر مرغ کنتاکی را جلوی در رستورانش بزند، باید ۵۰ هزار دلار به این شرکت پرداخت کند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 14 مرداد 1392 :: رامین


با خود فکر میکردم تحقق رویاهایم غیر ممکن است.

اما خدا گفت :(هر چیزی ممکن است)

گم شده بودم ٬ گیج بودم ٬ فکر میکردم هیچ وقت جوابی پیدا نخواهم کرد.

اما خدا گفت:(من هدایتت میکنم)

خودم را باخته بودم ٬ فکر می کردم نمی توانم از عهده اش بر آیم.

اما خدا گفت:(تو از عهده هر کاری بر می آیی)

غمگین بودم ٬ احساس کردم زیر کوهی از نا امیدی گیر افتادم.

اما خدا گفت:(غمهایت را روی شانه های من بریز )

فکر کردم نمی توانم ٬ من آنقدر باهوش نیستم.

اما خدا گفت: (من به تو خرد لازم را میدهم )

بار گناهانم رنجم می داد ٬ برای کارهای بدی که کرده بودم

 از خود عصبانی بودم.

اما خدا گفت:(من تو را می بخشم)

از خودم بدم می آمد ٬ فکر می کردم هیچ کس مرا دوست ندارد.

اما خدا گفت:( من به تو عشق می ورزم )

گریه می کردم ٬ زیرا تنها بودم .

اما خدا گفت:(من همیشه با تو هستم )


در روزهای طوفانی زندگی نا خدا بودن مهم نیست

با خدا بودن مهم است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 13 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آن روز که دست یافتیم به قلمرو باد،بر کوهه موج بر فرود جزر و بر فراز مد ،آن گاه است که به لطف اهورایی اش دست می یابیم به مهار قدرت عشق و آن روز است که دگر بار بشر در تاریخ حیات خویش به کشف دوباره ی آتش رسیده است.

مدیر وبلاگ : رامین
نویسندگان
نظرسنجی
به نطر شما کدام عامل در موفقیت انسان در زندگی تاثیر بیشتری دارد؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :